مسیح

جایی برای نوشتن دلتنگی ها و سفرنامه های گاه و بیگاه خودم و گلچین نظم و نثر دیگر ادبا و فضلا

رسم زندگی این است

یک روز کسی را دوست می داری

و روز بعد تنهایی

.

.

به همین سادگی !

نوشته شده در ۱۳۸٦/٢/٢٩ساعت ۱٠:٠٥ ‎ق.ظ توسط مسیح نظرات () |

ای بهار !

ای بهار !

ای بهار!

تو پرنده ات رها

بنفشه ات به بار !

می وزی پر از ترانه

می رسی پر از نگار !

هر کجا که رهگذار توست

شاخه های ارغوان، شکوفه ریز !

خوشهء اقاقیا ستاره بار !

بیدمشک زرفشان

لشگر تو را طلایه دار !

بوی نرگسی که می کنی نثار

برگ تازه ای که می دهی به شاخسار،

چهرهء تو

در فضای کوچه باغ

شعر دلنشین روزگار

آفرین آفریدگار !

***

ای طلوع تو

در میان جنگل برهنه

چون طلوع سرخ عشق

پشت شاخه کبود انتظار !

***

ای بهار

ای همیشه خاطر عزیز !

عاقبت کجا ؟

کدام دل؟

کدام دست ؟

آشتی دهد من و تو را ؟

تو به هر کرانه گرم رستخیز

من خزان جاودانه پشت میز !

یک جهان ترانه ام شکسته در گلو

شعر بی جوانه ام نشسته ام روبررو

پشت این دریچه های بسته

 می زنم هوار :

ای بهار  ! 

ای بهار  !

ای بهار  !

.

    .

راستش رو بخواهید این عکس رو نمی دونم از کدوم وبلاگ برداشتم.

لذا از اون دوست محترم معذرت خواسته و اجازشون رو مفروض می دونم !

.

زنده یاد استاد فریدون مشیری

نوشته شده در ۱۳۸٦/٢/٢٤ساعت ٤:٥٦ ‎ب.ظ توسط مسیح نظرات () |

با قلم می گویم

ای همزاد !

ای هم سرنوشت !

شعرهایم را نوشتی دستخوش

اشک هایم را کجا خواهی نوشت ؟

.

.

.

زنده یاد استاد فریدون مشیری

.

.

پ.ن ۱ : راستش به دلیل تغییر شغل اینجانب، در حال حاضر کمتر می تونم به دوستان سر بزنم و یا آپ کنم. گرچه حتما می آم و از نظرات شما خوشحال خواهم شد.

پ.ن۲ : بعضی از دوستان نمی تونن این عکس های خوشگل رو ببینن ! منم نمی دونم چکار کنم. اگر بعد از کلیک راست کردن و گزینهء show pictcher بازهم نشون نداد

از متخصصین امر سوال کنن !

نوشته شده در ۱۳۸٦/٢/۱٦ساعت ٤:۱٠ ‎ب.ظ توسط مسیح نظرات () |

نیمکت کهنه باغ

خاطرات دورش را

در اولین باران زمستانی

از ذهن پاک کرده است.

خاطره شعرهایی را که هرگز نسروده بودم

خاطرهء آوزاهایی که هرگز نخوانده بودم !

.

.

زنده یاد حسین پناهی

نوشته شده در ۱۳۸٦/٢/۱٢ساعت ٢:٢٦ ‎ب.ظ توسط مسیح نظرات () |

من بزرگ نبودم

تو بسيار كوچكتر از آن بودي

كه در مشت هايت

مچاله شوم !

***

سرمايهء ما هر دو

كاستي نمي گيرد

چرا كه من

هيچ چيز ندارم

جز عشق

و  تو همه چيز داري

جز نام !

 

.

.

.

.

.

.

«محمد وجدانی»

.

.

پ.ن: از دنیا خانم بابت لطفی که بابت  تغییر قالب وبلاگ من نمودند، یه دنیا ممنوم

به نشانه تقدیر :

نوشته شده در ۱۳۸٦/٢/۱۱ساعت ٤:٠٠ ‎ب.ظ توسط مسیح نظرات () |


Design By : Night Skin