مسیح

جایی برای نوشتن دلتنگی ها و سفرنامه های گاه و بیگاه خودم و گلچین نظم و نثر دیگر ادبا و فضلا

نه ره گریز دارم، نه طریق آشنایی

چه غم اوفتاده ای را که تواند احتمالی

همه عمر در فراغت بگذشت و سهل باشد

اگر احتمال دارد به قیامت ابتصالی

چه خوش است در فراقی همه عمر صبر کردن

به امید آنکه روزی به کف اوفتد وصالی

.

.

.

این اشعار توسط یکی از دوستان برام بصورت اس ام اس واصل شد

گرچه اشعار را قبلا خوانده بودم، اما خیلی جالب بود !

.

.

.

و اما سندی تاریخی را به معرض دیدگانتان می گذاریم حالش را ببرید

البته بدون توضیحات ذیل آن زیاد حال نمی دهد !!!

.

 

.

خوب متنی را  که در تبریک نامه بالا ملاحظه می فرمایید ، توسط یک استاد با مدرک دکترای ادبیات فارسی تنظیم گردید تعجبتعجبتعجب

.

.

البته شاید تحصیلات حوزوی در تنظیم آن بی تاثیر نبوده است !

دوستی هم گفته "بی تاثیر" واژه ایست که نمی تواند شدت و حدت محتوا را به معرض اعیان و ابصار ملت بگذاردنیشخند

.

بیشتر که فکر می کنم می بینم که اصلا دوستی در میان نبوده تا این جمله آخری را ایراد کرده باشد و خودم آنرا بیان کرده ام !!!نیشخند

.

.

عرض تشکر خالصانه خود را از محضر دوستی که تبریک نامه فوق را در اختیار قرار دادند تا به معرض خوانندگان صمیمی این وبلاگ برسانم، بیان می دارم

.

.

و مجددا " تبریک عید بزرگ میلاد مولود کعبه را از حقیر سراپا تقصیر ، پذیرا باشید

.

.


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳۸٧/٤/٢٥ساعت ٤:۳۳ ‎ب.ظ توسط مسیح نظرات () |

اگر این رود بداند

که من چقدر بی چراغ

از چم و خم این شب خسته گذشته ام

به خدا عصبانی می شود

می رود ماه را  از آسمان می چیند

***

اگر این ماه بداند

که من چقدر بی آسمان و ماه زیسته ام

یعنی زندگی کرده ام...

اگر این پرستو بداند

که من چقدر ترا دوست دارم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

به خدا زمین از رفتن این همه دایره...

باز می ماند !

***

چه دیر آمدی حالای صد هزار ساله من !

من این نیستم که بوده ام،

او که من بود آن همه سال،

رفته زیر سایه آن بید بی نشان مرده است !


.

.

شعر از سید علی صالحی

.

.

پ.ن ۱ :خیلی از مناسبت ها رو دلم  می خواست آپ کنم !

اما... ؟!

پ.ن ۲ : در این چند صباحی که کمتر ظهور کردیم برای حضور و غیاب !

رفته بودیم دوباره مثل همیشه ایران گردی...

عکس های جالب و دیدنی دارم که طبق معمول فرصت نمی شه قرار داد...

پ.ن ۳ : معلوم نیست دوباره کی بتونم آپ کنم ؟!

شاید تبریک روز مرد رو باید از حالا بگم

به همه دوستان و آقایون خصوصا مجرد های هم سنخ خودم تبریک می گم (برای نوع دوستی و ابراز هم دردی !‌)

پس :

میلاد مولود کعبه بر شما گرامیان گرامی باد

نوشته شده در ۱۳۸٧/٤/٢٢ساعت ٩:٠۳ ‎ب.ظ توسط مسیح نظرات () |

خوش به حال همه اونایی که می تونند همه روزه یا حداقل هفته ای یک بار آپ کنند !ناراحت

.

.

.

اگر که دیر می آم مجروح هستم نیشخند

.

.

.

 

نوشته شده در ۱۳۸٧/٤/۱٧ساعت ٧:٠٥ ‎ب.ظ توسط مسیح نظرات () |

                                              

ورق زن با نگاهت صفحهء شب های فردا را

بخوان تا فصل آخر  این کتاب قصه ء ما را

الا یا ایها الساقی ! دروغ محض می گفتی

کجا بود آن می باقی که خواهد سوخت دنیا را

شراب چار ساله چاره ء این زخم کاری نیست

مگر باران بشوید زخم های شانهء ما را

الا یا ایها الساقی ! حنایت رنگ می بازد

زمانی را که دریابی ، "شب تلخ مسیحا " را...

.

.

شاعر : علیرضا میربزرگ (شاعر  جوان استان سیستان و بلوچستان)


.

.

پ.ن 1 :

به مادرم می گویم : قدم هایت را روی چشمانم بگذار ، تا چشمانم شاید بهشت را ببینند !

میلاد دخت نبی (س) و روز  زن بر شما گرامیان گرامی باد

مخصوصا به دوستان عزیز :

فاطمه  - سینکیرؤیا  -  میترا

پ.ن 2 : از 2 مسافرت اخیر (شمال و شهرکرد) نتوانستم عکسی بگیرم که اینجا بگذارم و با هم ببینیمزبان

شاید از بجنورد  و قوچان بتوانمچشمک


پ.ن 3 : منتظر اتفاق خوبی بودم که بر حسب شنیده ها ، حالا حالا ها به تاخیر افتادناراحت

(والله اعلم بما فی الصدور...)

پ.ن 4 : راستی گرچه با تاخیر ولی عرض کنم به خدمت همه خوانندگان:

اینطور نباشد که  ما  ماموریت برویم ، دنبال کار ملت ؛ و شما جشن برگزار کنید برای این پرشین بلاگ پر مذلت نیشخند

پ.ن 5 : عکس بعضی ها را در خلال انبوه عکس های جشن فوق الذکر دیده ایم و ذخیره کردیم.

معرفی ات ( اش ) چشمکنیشخند نمی کنیم تا کنجکاوی، شاخه های تنیده تان را  بپروراند !!!خنده

.

.

پ.ن 6 : خرداد و تیر برای من  ، مزه ء عاشق شدن می دهد  و  آبان ... !!!

نوشته شده در ۱۳۸٧/٤/٤ساعت ٦:۳٤ ‎ب.ظ توسط مسیح نظرات () |


Design By : Night Skin