مسیح

جایی برای نوشتن دلتنگی ها و سفرنامه های گاه و بیگاه خودم و گلچین نظم و نثر دیگر ادبا و فضلا

چند صباحی که فرصتی برای آپ کردن پیش نیومد، انواع و اقسام خبرها و رویداد ها اتفاق افتاد که که هم خوشحال کننده است و هم ناراحت کننده !

از همه بدتر در گذشت دوست و همکار عزیزمان آقای وظیفه دوست بود

درگذشتش کاملا ناگهانی و غیرمنتظره بود

شوخی هایش در  آخرین ساعات عمرش در اداره از خاطرم نمی رود

و ماموریت هایی که با هم به ارومیه و شهرکرد رفته بودیم

سکته ناگهانی در منزل...

و خبر تلخ مرگش در حین ماموریت به استان سمنان

هنوز هم باور کردنی نیست !

روحش شاد و روانش قرین رحمت ایزدی

(یکی از عللی که رغبتی برای آپ کردن نداشتم همین بود)

اتفاق  خوب دیگر پایان امتحانات ترم بود

که به هر تقدیر گذشت و حالا مانده ایم با کوله باری از تحقیق های انجام نشده !

 

اتفاق مهم دیگر انتص(خ)اب (!!!) بزرگواری به ریاست جمهوری مملکت اسلامی برای دومین بار است !

نگرانی سفر های استانی اش کشته است ما را !

اتفاق ناگوار دیگر حمله به کوی دانشگاه است !

مستندش به دستم رسید. واقعا متاثر کننده است !

خوابگاهی که  ۵-۴ سال از عمرم در آن  گذشته، به فجیعترین وضع ممکن بود.

به یاد اتفاقات سال ٨٢ می افتم و گریه ام می گیرد

حسّم می گوید : کوی دانشگاه مظلومترین نقطه تهران است !

اتفاق خوب : سفر مادرم به زیارت حضرت زینب (س) است

و خوشا به سعادتش..

اتفاق خوبتر  تولد پرنیان خانم است

دختر همکار و رفیق ده ساله ام. قدمش مبارک است ان شاء الله

اتفاق مثبت دیگر نجات تقریبی از صاحب خانگی بی خانگی است !

اتفاق عجیب ماموریت غیر منتظره (بین امتحانات ) به کرمان بود که بر خلاف انتظار رفتار ناخوشایندی نشان دادند و ما نیز ماموریت را رها کرده و مراجعت به تهران نمودیم در همان روز !

اتفاق مثبت دیدار یکی از دوستان وبلاگی بود

بسیار سعادتمند شدیم از دیدارش

اتفاق بسیار سعادتمندانه دیگر

دیدار بعضی ها بود چشمک

در آخر :

میلاد مولود کعبه مبارک

چه حس قشنگ غریبی است برایم روز پدر !

 

 

( روح همه شهدا شاد )

 

تا فرصتی دیگر  بدردود...

 

نوشته شده در ۱۳۸۸/٤/۱٤ساعت ٧:٠٠ ‎ب.ظ توسط مسیح نظرات () |


Design By : Night Skin