مسیح

جایی برای نوشتن دلتنگی ها و سفرنامه های گاه و بیگاه خودم و گلچین نظم و نثر دیگر ادبا و فضلا

گوش کن ای دل، صدای آشنا را بشنوی

بار دیگر، عشق یاری، حلقه بر در می زند

روز و شب ها شکوه می کردی ز تنهایی، ولی

با تو می گفتم که : عشق آخر به ما سر می زند

***

باز عشق تازه ای آمد که شب ها تا سحر

از نوای های های گریه بی خوابم کند

باز عشق آمد که در جانم فروزد آتشی

آتش او در میان شعاه ها آبم کند

***

وای... این عشقی که می تازد به جانم عشق کیست؟

کیست کاین می را به جام خالی من ریخته؟

نرمخویی، کو لطافت از بهار آموخته

ماهرویی، کز حلاوت با عسل آمیخته

***

سینه چون پرنیانش بستر گرم منست

بستر عشق منست این بوسه گاه مرمرین

از دم این بوسه ها در من گل عشقی شکفت

عشق، در من زنده شد از بوسه ای عشق آفرین

***

گوش کن ای دل، صدای آشنا را بشنوی

بار دیگر، عشق یاری، حلقه بر در می زند

روز و شب ها شکوه می کردی ز تنهایی، ولی

با تو می گفتم که : عشق آخر به ما سر می زند

.

.

(شاعر: مهدی سهیلی)

.

.

پ.ن ١ : هفته قبل، بعد ازمدتها رفتیم ماموریت، بندرعباس

هرچند هوا گرم بود اما به قول دوستان خیلی فاز داد.

پیشنهاد بنده رو بپذیرید

اگه بندرعباس رفتید حتما به آب گرم گنو (genou) سری بزنید

چیزی که برای خودم جالب بود اینه که :

انگشتر نازنینم زمان خروج از اداره و حرکت به سمت فرودگاه انگشت نازنین ترم رو برید. خودش هم بریده شد کلا"... !

خونریزی و درد و سوزش افتضاح بود. مخصوصا اینکه فرصت مداوا و درمان نبود.

القصه رفتیم فرودگاه. با تاخیر  همیشگی هواپیماها ساعت١٠-١١ شب رسیدیدم بندر

روز بعد پس از انجام ماموریتهای محوله، رفتیم "گنو"

فکر میکردم به خاطر گوگردی بودن آب،  انگشت بریده شده، باید خیلی درد بگیره

اما باور کردنی نبود ! موقع خروج از "گنو" متوجه شدم حداقل ۵٠درصد زخم التیام پیدا کرد !!!

خلاصه توصیه بد ما رو بپذیرید و سری به این آب گرم بزنید

پ.ن٢ :البته از ماهی و میگوی جنوب که نمیشه تعریف کرد.خوشمزه

 چون اونوقت میترسم هوس کنید و من شرمنده بشمخجالت

پ.ن٣ : الحمدالله این روزها خیلی اوضاع و احوال بر وفق مراده

فقط نمی دونم چرا این کار و پرونده و ماموریت ها تمومی نداره؟

باور کنید حداقل ١٠ تا ماموریت امضا شده روی میز هست که کلکسیون ایرانگردی منو کامل می کنه !

اما نمی دونم چرا جدیدا" ماموریت زده شدم !!!

اگه مطمئن بودم که پروند ها رو نمی تونم حل کنم کلا" بی خیال سفر و پرواز و ماموریت و مسافرت میشدم !

پ.ن۴ : روز حافظ هم گذشت اما:

منم که دیده به دیدار دوست کردم باز         چه شکر گویمت ای کار ساز بنده نواز

فکند زمزمه عشق در حجاز و عراق             نوای بانگ غزل های حافظ شیراز

 

نوشته شده در ۱۳۸۸/٧/٢۱ساعت ۱۱:٠٦ ‎ب.ظ توسط مسیح نظرات () |


Design By : Night Skin