مسیح

جایی برای نوشتن دلتنگی ها و سفرنامه های گاه و بیگاه خودم و گلچین نظم و نثر دیگر ادبا و فضلا

راحت بگویم

چند برخورد اولیه که دیدمش فکر می کردم خیلی سخت بشود رفیق شد

و خیلی سخت می نمود همکاری با او

نمی دانم چرا !؟

او مشاور وزیر و مدیر کل بازرسی بود و من کارشناس کم تجربه دفتر مجلس

ولی فقط در چند برخورد بعد مشخص شد، احساس اولیه، واقعاً یک احساس کاذب بود

خلاصه پیشتر از اینکه همکار ایشان شوم یا بهتر بگویم کارمندش شوم و استادم بشود، مهرش به دلم نشست

مردی مهربان با صمیمیتی وصف ناپذیر

دائم که در مسیرهای پرتلاطم مراجعین مرا می دید می گفت: ضمیر به مرجع خودش بر می گردد ! (باید برگردد!!! )

پس تو هم باید برگردی پیش ما (جایی که سالیان خیلی قبلتر از مدیریت ایشان در آنجا کار می کردم)

مدتها طول کشید تا بالاخره علیرغم همه مخالفتهای مدیر مستقیم بنده، حضوراً از معاون وزیر دستور انتقالم را به دفتر تحت مدیریت خودش (بازرسی) گرفت

بیشتر از اینکه مدیرکل باشد برای همه استاد بود، برای همه و برای من واقعا استادی با محبت های دلسوز پدرانه

همه پیشرفت های کاری و حتی تحصیلی (ارشد) ام را مدیونش هستم تا آخر عمر

همه آموزه های اداری و تجارب کاری را...

در محضر روسا و بزرگان آنقدر شأن و عزت میداد به آدمی که در حیرت می ماندی گاه برای مهم جلوه دادن شخصیت مان، پست هایی همچون: مشاور امور محرمانه، معاون ارزیابی، رئیس گروه و... خطابمان می کرد تا مدیران و روسا، ما را ناچیز نشمارند و احیانا بی توجهی نکنند !

و در عوض زمان معرفی خود همیشه جهات زیادی را در نظر می گرفت و در آخر حقیقتاً خود را مدیرکل خطاب نمی کرد !!!

با اینکه 16 سال در جاهای مختلف رئیس بود و بیش از 8 سال مشاور وزیر و امین وزرایی که سری داشتند در سرها

در کارها به نظراتمان ارزش می گذاشت و در ماموریت ها بی آنکه بدانیم هوایمان را داشت

با بازی دادن کلمات، اشتباهات محرزمان را در مقابل سایر همکاران با آنچنان ترفندی بی اهمیت جلوه می داد که هیچگاه شخصیتی خرد نمی شد، در عین حال متوجهمان می کرد که عنوان صحیح عبارت مدنظرمان چه بود !

مشکلات و اتفاقات مربوط به ماموریت ها را عموماً می دانست، اما هرگاه گزارش که می دادیم خود را آنچنان شیفته نشان میداد که گویی تاکنون نشنیده بود و مسئله را نمی دانست !

محبتش از هیچکس دریغ نمیشد

از کارمند و ارباب رجوع و خدمه و غیره و غیره

اما

اما

ناگهان زود دیر شد

بساط دولت نهم که جمع شد، وزیر جدید آمد و سلیقه جدید (نگاه شخصی بنده است البته با در نظر داشتن مستنداتی که شخصا جمع آوری نمودم) گرچه دولت همان دولت بود

استاد فرزانه ما از جمع دوستانه ما رفت در سازمانی دیگر و مدیریت قسمت دیگری را به عهده گرفت

اما اما

هیچگاه مهربانی به دانش آموزان پیشینش را فراموش نکرد !

هنوز دغدغه هایش برای ارتقاء کاری و تحصیلی ما بیشتر از خودمان است !

تشویقمان می کند که دکتری را شروع کنیم

تشویقمان می کند که به پشت میز نشینی عادت نکنیم

تشویقمان می کند تا قدر لحظاتی را بدانیم که به غفلت می گذرد

دیروز که شنید عازم مشهد هستم، یک جماعت را بسیج کرد که تنها نمانم

از اینکه کوچکترین مسائل را در یاد نگه می دارد، از اینکه مهربانی پیشه جاودانه اش هست، شرمم می گیرد

ما کجا و استاد کجا ؟

حقیقتاً آرزو دارم که کاش دقایقی از نزدیک با او همنشینی داشتید

با این مهربان بزرگ مرد

آنوقت لمس میکردید چه می گویم !

زندگی را وقف مردمداری کردن هنر می خواهد، در عصبانی ترین موقعیت، رافت داشتن و مهربان بودن هنر می خواهد

من می پرستمش

عاشقش هستم

بی محابا از رفتنش در پیش وزیر جدید، انتقاد کردم

اما افسوس...

*

سال گذشته در همین زمستان زمهریر، دست تقدیر جگرگوشه اش که حاصل سی سال خون دل خوردن و به حاصل نشستنش بود را از آغوش گرم چنین پدری محروم کرد و ما که فقط دوستی بودیم در زیر این همه سایه مهربانی اش، خاطرمان آنقدر پژمرد که بی حد و حصر بود.

*

مهربانی های دکتر اما بینهایت است...

با آرزوی صحت و سلامتی برای وجود نازنینش و شادکامی در تمام دقایق عمر باثمرش، زیباترینها و بهترین ها را توام با سعادتمندی برایش آرزومندم

استاد، پدر، دوست، مدیر و این مهربان کسی نیست جز: دکتر علی اصغر رستمی ابوسعیدی

***تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد              وجود نازکت آزرده گزند مباد***

پ. ن : مدتها بود که دلم می خواست این پست را بنویسم اما نمی شد

امشب هم با کلی قلم شکستگی نوشتم

نارسایی هایم را پوزش می طلبم

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱/٢۸ساعت ۱۱:۱٧ ‎ب.ظ توسط مسیح نظرات () |

نزدیکتر....    اصلاَ هیچ !

خودم می آیم

یک جوری می بوسمت

که بوسه از شدت حسادت

حالیش نشود چه بر فهم علاقه رفته !!!

.

.

از: محمد علی صالحی

.

.

پ . ن : با تاخیر فراوان بهار مبارک خجالتچشمکنیشخند

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱/٢٦ساعت ٩:٢٥ ‎ق.ظ توسط مسیح نظرات () |


Design By : Night Skin