مسیح

جایی برای نوشتن دلتنگی ها و سفرنامه های گاه و بیگاه خودم و گلچین نظم و نثر دیگر ادبا و فضلا

من عاشق تبعیدی نگاه توام

باور نداری

اینجا تمام شمشادهای این خیابانها

خبر از آوارگی من دارند !

    

*

من عاشق چشمان تحسینی توام

این را تمام این پروانه های سرگردان می دانند

وای از لحظه ای که در خواب رویایی ، هجوم بیداری

نقش زیبای چشمان تو را از من وا می ستاند

*

 من تشنه خوابی شدم عمیق !

به انتظار دیدن شکوه چشمانت

بی هیچ تفسیر خواب گزار مزاحمی...

*

من عاشق تبعیدی مهربانی توام

این را تنها دل ساده من می داند

کاش همیشه در محاصره ء نگاه تو بودم

کیست مرا باور کند ؟

 

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱/۱٦ساعت ۸:٥٤ ‎ب.ظ توسط مسیح نظرات () |


Design By : Night Skin