مسیح

جایی برای نوشتن دلتنگی ها و سفرنامه های گاه و بیگاه خودم و گلچین نظم و نثر دیگر ادبا و فضلا

مخواه که از رخ ماهت نقاب بردارم

مخواه چشم بپوشم، مخواه بردارم

اگر به یمن قدم های مهربانت نیست

بگو که سجده ازین قبله گاه بردارم

مگر بهشت نگاه تو عاشقم بکند

که دست از سر نقد گناه بردارم

گناه هرچه دلم بشکند به گردن توست

گناه هر قدمی اشتباه بردارم

تو قرص ماهی و من کودکی که می خواهم

به قدر کاسه ای از حوض ماه بر دارم

بیا که چشم جهانی هنوز منتظر است

بیا که دست ازین اشک و آه بردارم

.

.

(شعر از محمد حسین نعمتی)

(ضمنا عنوان شعر را خودم انتخاب کردم)

.

.

اعیاد ماضی، جاری و آتی بر همه شما دوستان گرامی مبارک

نوشته شده در ۱۳۸۸/٥/٦ساعت ٥:٥٠ ‎ب.ظ توسط مسیح نظرات () |


Design By : Night Skin