مسیح

جایی برای نوشتن دلتنگی ها و سفرنامه های گاه و بیگاه خودم و گلچین نظم و نثر دیگر ادبا و فضلا

ای بهانه گر یه ها من !

ای مونس هق هق همیشگی

بدون تو چگونه می توان چهره را  با باران اشک شستشو داد !

ای تو بهترین بهانه گریستن !

می خواهم گریه کنم اما توانم نیست !

بی حضور تو، بغض می کنم، اما اشک هایم قهر است با من

نبودنت دلیل موجهی است برای های های لحظه های تنهایی ام

اما دریغ...

این اشک ها حرمت نگه داشته اند !!!

با خودم خودمانی می شوم ،

پرخاش می کنم ، یکی در وجودم داد می زند :

اگر بودی...

شاید پوستت را می کندم !؟

نیشخند می زنم و می گویم :

حالا که نیست !

***

ای یگانه محرم اشک های من !

می بینی چقدر تنها شده ام

 زندگی بی تو محال است...

ای دلیل گریه های من !

ای پیاز...

.

.

.

.

.

.

بدون شرح

نوشته شده در ۱۳۸٦/۸/٢٩ساعت ٥:٢٧ ‎ب.ظ توسط مسیح نظرات () |


Design By : Night Skin