مسیح

جایی برای نوشتن دلتنگی ها و سفرنامه های گاه و بیگاه خودم و گلچین نظم و نثر دیگر ادبا و فضلا

قطاری می رود

تو می روی

تمام ایستگاه می رود

و من چقدر ساده ام

که سالهای سال

در انتظار تو

کنار این قطار رفته ایستاده ام

و همچنان به نرده های ایستگاه رفته

تکیه داده ام

.

.

.

.

مرحوم امین پور

.

.

.

پ.ن :

و باز هم تاخیر و شرمندگی ما  از ابراز محبت شما

نوشته شده در ۱۳۸٦/۱۱/٢۱ساعت ٦:٠٦ ‎ب.ظ توسط مسیح نظرات () |


Design By : Night Skin