مسیح

جایی برای نوشتن دلتنگی ها و سفرنامه های گاه و بیگاه خودم و گلچین نظم و نثر دیگر ادبا و فضلا

وای باران...

باران...

***

 

شیشه پنجره را باران شست

از دل من اما

چه کسی نقش تو را خواهد شست

آسمان سربی رنگ

من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ

می پرد مرغ نگاهم تا دور

وای باران...

باران...

پر مرغان نگاهم را شست

...

 

***

خواب، رویای فراموشی هاست

خواب را دریابم، که در آن دولت خاموشی هاست

من شکوفایی گلهای امیدم را در رویاها می بینم

و ندایی که به من می گوید:

«گر چه شب تاریک است

دل قوی دار سحر نزدیک است»

.

.

.

(به مناسبت باران لذت بخش شب های پیشین)

.

.

اااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

پ.ن :

ایام شهادت حضرت فاطمه (س) تسلیت باد.

بی مناسبت نیست بند های ١ تا ۴ در پست بسیار زیبایی که حمید عزیز نوشته

 

نوشته شده در ۱۳۸٧/۳/۱۱ساعت ٦:٠٥ ‎ب.ظ توسط مسیح نظرات () |


Design By : Night Skin