مسیح

جایی برای نوشتن دلتنگی ها و سفرنامه های گاه و بیگاه خودم و گلچین نظم و نثر دیگر ادبا و فضلا

اگر این رود بداند

که من چقدر بی چراغ

از چم و خم این شب خسته گذشته ام

به خدا عصبانی می شود

می رود ماه را  از آسمان می چیند

***

اگر این ماه بداند

که من چقدر بی آسمان و ماه زیسته ام

یعنی زندگی کرده ام...

اگر این پرستو بداند

که من چقدر ترا دوست دارم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

به خدا زمین از رفتن این همه دایره...

باز می ماند !

***

چه دیر آمدی حالای صد هزار ساله من !

من این نیستم که بوده ام،

او که من بود آن همه سال،

رفته زیر سایه آن بید بی نشان مرده است !


.

.

شعر از سید علی صالحی

.

.

پ.ن ۱ :خیلی از مناسبت ها رو دلم  می خواست آپ کنم !

اما... ؟!

پ.ن ۲ : در این چند صباحی که کمتر ظهور کردیم برای حضور و غیاب !

رفته بودیم دوباره مثل همیشه ایران گردی...

عکس های جالب و دیدنی دارم که طبق معمول فرصت نمی شه قرار داد...

پ.ن ۳ : معلوم نیست دوباره کی بتونم آپ کنم ؟!

شاید تبریک روز مرد رو باید از حالا بگم

به همه دوستان و آقایون خصوصا مجرد های هم سنخ خودم تبریک می گم (برای نوع دوستی و ابراز هم دردی !‌)

پس :

میلاد مولود کعبه بر شما گرامیان گرامی باد

نوشته شده در ۱۳۸٧/٤/٢٢ساعت ٩:٠۳ ‎ب.ظ توسط مسیح نظرات () |


Design By : Night Skin