قرص ماه

مخواه که از رخ ماهت نقاب بردارم

مخواه چشم بپوشم، مخواه بردارم

اگر به یمن قدم های مهربانت نیست

بگو که سجده ازین قبله گاه بردارم

مگر بهشت نگاه تو عاشقم بکند

که دست از سر نقد گناه بردارم

گناه هرچه دلم بشکند به گردن توست

گناه هر قدمی اشتباه بردارم

تو قرص ماهی و من کودکی که می خواهم

به قدر کاسه ای از حوض ماه بر دارم

بیا که چشم جهانی هنوز منتظر است

بیا که دست ازین اشک و آه بردارم

.

.

(شعر از محمد حسین نعمتی)

(ضمنا عنوان شعر را خودم انتخاب کردم)

.

.

اعیاد ماضی، جاری و آتی بر همه شما دوستان گرامی مبارک

/ 3 نظر / 26 بازدید
شمع سوخته

[گل] سلامی چو بوی خوش آشنایی [گل] دوصد درود و یک فرقون بوس نثار مسیح[ماچ] [گل] در جواب شعر زییی که گذاشته بودین از زبان خواجه: درآ که در دل خسته توان درآید باز بیا که در تن مرده روان درآید باز بیا که فرقت تو چشم من چنان بر بست که فتح باب وصالت مگر گشاید باز [گل] یا حق [گل]

سمیرامیس

[گل] [گل]

هلو !!!

سللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللام خوبی؟[گل][گل]