ای بهانه گريه های من !

ای بهانه گر یه ها من !

ای مونس هق هق همیشگی

بدون تو چگونه می توان چهره را  با باران اشک شستشو داد !

ای تو بهترین بهانه گریستن !

می خواهم گریه کنم اما توانم نیست !

بی حضور تو، بغض می کنم، اما اشک هایم قهر است با من

نبودنت دلیل موجهی است برای های های لحظه های تنهایی ام

اما دریغ...

این اشک ها حرمت نگه داشته اند !!!

با خودم خودمانی می شوم ،

پرخاش می کنم ، یکی در وجودم داد می زند :

اگر بودی...

شاید پوستت را می کندم !؟

نیشخند می زنم و می گویم :

حالا که نیست !

***

ای یگانه محرم اشک های من !

می بینی چقدر تنها شده ام

 زندگی بی تو محال است...

ای دلیل گریه های من !

ای پیاز...

.

.

.

.

.

.

بدون شرح49.gif

/ 12 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
امير

از اين وبلاگت واقعا خوشم اومد. کاش می شد بهم سر بزنی امان از بی پيازی !!!

تنها!

امدنت وصال بود و رفتنت فراغ! افسوس که چه فاصله ی زيادی بين واژگان است!

soniya

ghashang bud kheili eyval be manam sar bezan.ok?

در مسير پرواز

سلام عليکم قلم نوشته ات و طرز نگاهت و روح شعرت و متانت صدايت منو ياد ... سر کوچمون انداخت... چيزی که عوض داره گله نداره نه بابا.جدا جالب بود.خسته نباشيد ميگم.

معصومه

سلام حالا ديگه اپ می کنی خبر نمی دی ؟/ . . . . . . . . . . دست به قلمت عاليه خيلی قشنگ بود ولی واقعا فقط با پياز اشک می ريزی ؟ اصلا مگه تو پيازم خورد می کنی ؟ يا حق

عباسحسيننژاد

و البته سلام از ماست آقای با معرفت! و اينکه من شاه قليان نمی‌شناسم ولی قليان می‌کشم زياد! خامساْ نکردی کاری برای ما آخر! يعنی نگفتی کجا رفتی که ببينيم چه کار کنيم اخر حتا! در ضمن ارادت داريم در ضمن تر از پلنگ تاسمانی ببخشيد سمنانی چه خبر که؟ رابعاْ: که!