در راه

تصویر گل و ماهی، در آیینه خوابیده

انگار کسی در خواب، لبخند تو را دیده

از بوی بهار و گل، از باغ چه می داند

هر کس که خیالت را در خواب نبوییده ؟!

ای روح مسیحایی ! در راه تو انبوهند

لبهای پر از فریاد، دستان چروکیده

در سایه ابرویم، ابری است که با یادت

بغض شب و روزم را باریده و باریده

با این همه می خواهم از تو بسرایم باز

با یک دل فرسوده، با مصرع پوسیده

تصویر ترک خورده، در آیینه زخمی

بی زخم کجا شعری، از حنجره روییده... ؟!

.

.

 

  

شعر از :

سید محمد سادات اخوی

 

/ 9 نظر / 14 بازدید
خلود

سلام, او سالهاست که آمده ست, گسترده ست سایه, در روز حامیه زخم را مرهمی می شود, و درد را دوایی لیکن دل را بگو که در بگشاید, می شنوی؟ صدای پای ش را می گویم. شاد مانی

سمیرامیس زئوس

خدمتتون عارضم که طراح قالب یه نفر دیگه است که تازه چون از قالب‌های عمومی هست برای استفاده ازش نیازی به اخذ مجوز از طراحش، من و دیگران ندارید... پس بروید حالش را ببرید... [عینک] [نیشخند] در ضمن شما مگه به خودتون شک دارید [زبان] این فقط یه جمله از پینک‌فلوید هست [لبخند] [گل]

فقط یک بهار

درود بر شما... از شعر خوب و زیبایی که انتخاب کردید سپاس... اندیشه تان بر فراز... قلمتان برقرار...

H-M

سلام eradat daram jigar jat khalie

براي تويي كه مي شناسمت

سلام فكر مي كردم بايد باشي ولي اينجوري كه نوشتي نيستي امسال دوم آذر مثل سال قبل پارك و . توي پست قبليت خوندم گويا نبايد باشي ولي من هستم . حتي اگه پارك اينقدر به من نزديك نبود ! باز هم بودم اينبار ولي تنها ... ! . .قراربعدی ما تالار مردگان اولین پنجشنبه ای که نیستم نه گل نه گلاب نه خیرات... تورا می خواستم که پای هیچ یک از قرارها نیامدی. . [گل]

هلو!!!

متن بالایی دل واگویه های جالبی بود ... ... و برای من جالب تر اینکه میخواستم تو بخش کامنت دونیش برات بنویسم که من اگه جای تو بودم نظرات دیگرون رو غیر فعال میکردم که دیدم خودت این کار رو انجام دادی

براي تويي كه مي شناسمت

. آمدم سعادت ديدار نداشتم حتي از دور ! . . . [گل]

براي تويي كه مي شناسمت

. همان بهتر كه نديدمت . ترنم بارش چشمانت را طاقت نداشتم ... . [گل]

رویا

سلام. چه دلگیر شده اینجا این روزها! جوان! نشاط و شادی و سرزندگی در یک قدمیت در انتظار در آغوش کشیدن توست! بجنب!