صياد

سلام اي مرد تير انداز، اي صياد صيد افكن !

كه با هر فرياد هرتيري -

بر آري ناله ها از ناي هر  حيوان صحرائي

ولي آگه نئي از حال آهو بره اي در شام تنهايي

***

الا اي مرد صحراگرد، اي صياد تيرانداز !

در آن شبها كه سر مست از شكار برة آهو –

درون بستر نازي –

زماني ديده را بر هم گذار و گوش را وا كن

به فرمان مروت چشم دل را سوي صحرا كن

به گوش جان و دل بشنو –

صداي ضجّه مادّه آهوئي

كه خون گرم فرزند عزيزش،كرده رنگين دشت وصحرا را

و با پستان پرشيرش به هر سو در پي فرزند مي پويد

دلش پر داغ و لب خاموش

تمام دشت را در آرزوي جستن فرزند مي پويد.

***

الا اي مرد صحرا گرد، اي صياد تير انداز!

پرمرغان صحرا را به خون رنگين مكن هرگز

ز خون گرم آهو برّه اي دامان پاكت را

مكن ننگين ، مكن هرگز !

***

الا اي مرد تيرانداز ، اي صياد صيد افكن !

به بانگ ناله تيري –

سكوت دلپذير دشت را مشكن

ميفكن تير در صحرا

كه از تير تو برپا مي شود هر سو هياهويي

دود آهو بره سويي ، پرد مرغ هوا سويي !

در آن هنگامة وحشت –

بخاك دشت مي غلتد ز تيري ماده آهوئي !

***

الا اي مرد تيرانداز ، اي صياد صيد افكن !

تو حال كودك بي مادري را هيچ مي داني ؟

غم برّه آهو را ز بانگ جانگدازش هيچ مي خواني !؟

تو مي داني كه آن آهو بره شبها –

سرخود را ز غم ها مي زند بر سنگ !؟

همه شامش بود دلگير –

همه صبحش بود دلتنگ !؟

تو آنروزي كه صيد برّة آهو مي كني سرمست -

نگاهت هيچ بر چشم نجيب مادر او هست ؟

طپش هاي دل پرداغ مادر را نمي بيني ؟

دلت بر حالت آن بي زبان آهو نمي سوزد ؟

ز آه او نمي ترسي ؟

دراين آغاز بدفرجام ، آخر را نمي بيني ؟

***

تو هنگامي كه از خون مي كني رنگين پر وبال كبوترها

چنين انديشه اي داري –

كه اين سيمين تنان آسماني جوجه هائي دارند ؟!

نمي داني اگر مادر به خون غلتد –

تمام جوجه ها بي دانه مي مانند ؟!

و با امّيد مادر منتظر در لانه مي مانند ؟!

***

الا اي مرد تير انداز، اي صياد صيدافكن !

بگو با من

چه حالت مي رود بر تو –

اگر تيري خدا ناكرده فرزند تو را بر خاك اندازد ؟!

وزين داغ توانفرسا –

صداي ضجّه تلخ تو را در گنبد افلاك اندازد ؟!

***

الا اي مرد تير انداز ، اي صياد صيد افكن!

به بانگ نالة تيري –

سكوت دلپذير دشت را مشكن

به فرمان هوسبازي –

به خاك وخون مكش هر لحظه فرزندان صحرا را

به حال آهوان بي زبان انديشه بايد كرد

از اين راهي كه هرجاندار را بي جان كني برگرد

به خون رنگين مكن بال كبوترهاي زيبا را

***

در آن ساعت كه مي گيري هدف، حيوان صحرا را

به چشمانش نگاهي كن

ببين در برق چشمانش التماسش را

كه با در ماندگي در لحظه هاي مرگ مي گويد:

         "اي صياد ! رحمي كن ، مرنجان نيمه جانم را

                                                          پر وبالم بكن اما مسوزان استخوانم را "

                                                                                          زنده ياد مهدي سهيلي

 

/ 9 نظر / 24 بازدید
فافا(شباهنگ)

سلام خوبيد؟؟؟؟ آخهی کسی کامنت نذاشته ميگم کامنت های نازی واسه يلدا ميذاری به منمن سر بزن هرچند که من به ژای يلدا نميرسم

بانو**

مرسی از دعوتت اما يه چيز بگم؟ با چه فونتی نوشتی ؟ خونده نميشه مربع عوض حروف الفبا!!!!!

هلو!!!

سلام نگران نباش هرطور راحتی و دوست داری بنویس من فقط واسه اطلاع خودت گفتم، همین و بس مهم اینه که نوشته هام یه ذره ارزش فکر کردن داشته باشه ... همین ... شاید بشه به اندازه ی سوراخ یه قفل در به عشق واقعی نگاهی انداخت .... شعرت رو خوندم یاد مطلبی افتادم که نمی دونم مصاحبه ای با سهراب سپهری بود یا یه چیز دیگه که می گفتن سهراب سوسکی رو که دیده بود نکشت ... چون می گفت احتمالا الان بچه هاش منتظرش هستن!!! شعر قشنگی بود .... همیشه این حس رو نسبت به حیوون ها داشتم

نجمه

سلام واییییی منم در بدترین شرایط روحی هم که باشم نی نی ها (البته از نوع بامزه و گوگولی و ناز و جیـــــــــگر هلو مامانش) واسم در حکم آرامبخش هستن.البته نه یه مهد یه دونه هم کافیه ......... این شعر رو باید بفرستیم به سازمان های حمایت از حقوق حیوانات... امروز سر ناهار قبل از نوش جان کردن اول یه دل سیر واسه ی اون مرغ و گوسفند و گاو بیچاره عزاداری کن

فاطمه

سلام خوبی؟ . مرسی که اومدی وبلاگم . من دوباره آپم خواستی بيا خوشحال می شم . شعر جالبی بود . انشاالله صفحه کامنتت ۱۰۰صفحه ای بشه . موفق باشی ...

فاطمه

برای اينکه تو وبلاگت عکس بذاری بايد بری اينجا http://www.tinypic.com/ بعد یه دکمه داره که نوشته Browse دکمه رو می زنی و آدرس عکس رو از تو هارد کامپیوترت می دی بعد یه دکمه دیگه هست که نوشته uploud که این دکمه رو می زنی و یه کم صبر می کنی بعد ۳ تا کادر می یاد که تو هر کدوم یه آدرس هست که آدرسی که تو کادر سوم هست رو کپی می کنی

فاطمه

بعد صفحه ویرایش وبلاگت( همونجا که پست جدید می ذاری) رو باز می کنی اون بالا که شکلک یاهو داره سمت چپش یه مربع هست که توش عکس کاج اونو می زنی و آدرس عکسی که اون سایته بهت داد و تو کپی کردی رو اونجا می ذاری بعد دکمه تایید رو می زنی و عکست می یاد. امیدوارم متوجه شده باشی . دفعه بعد آهنگ گذاشتن رو بهت می گم.ولی ای کاش تو که آی دی ساختی حداقل یه بار آن باش تا اونجا بتونم واست توضیح بدم. . ببخشید که دیر شد. . موفق باشی ... . راستی روز عشق مبارک

حميد

ممنونم از لطفت دوست عزيز اميدوارم به مهربانی مسيح باشی ... حق يارت

پادشاه

و من هميشه دچار عدم... سلام.اومدم وبلاگت و يادم اومد که وبلاگت خيلی قشنگه...يه ذره مطلب من رو بخون توی وبلاگم و نظرت را بگو...ميخوام بدونم نظرت در مورد آخرين آپديتم چيه...بای بای///